سرنوشت را باید از سر نوشت شاید این بار کمی بهتر نوشت عاشقی را غرق در باور نوشت غصه ها را قصه ای دیگر نوشت از کجا این باور آمد؟ که گفت؟ "گر رود سر برنگردد سرنوشت" گل بکاریم، از دل گِل گُل براریم در زمستان در بهاران زیر باران گل بکاریم گر بخواهیم گر نخواهیم باغبان روزگاریم گر تو روزی را ز این بازی بدانی نکته ی رمزش بخوانی لحظه های زندگی چون موج دریاست گرچه سرد و سخت، زیباست موج این دریا گرت از سرگذشتت سرنوشتت سرگذشتت بر فراز قله ی باور سفر کن بال خود را نوشت ,باور ,سرنوشت منبع
درباره این سایت